مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1257
طب اكبرى ( فارسى )
خيران « 1 » الطبيب » . [ 1663 ] نوع چهارم : در ناصور « 2 » آن ، به سين مهمله نيز آمده . بدانكه قرحه متقادمهء [ يعنى كهنه ] عسر الاندمال كه منفجر شود و از يوم انفجار [ او ] چهل روز بگذرد آن را ناصور خوانند . [ و ] خاصهء وى است كه عميق الغور و ضيق الفم و وسيع القعر بود و از هرچه جوانب او در باطن گوشت سخت و سپيد بود و دايم از آن رطوبت سيلان كند و درد كمتر دهد . و گاه باشد كه از سيلان بايستد و خشك شود و گاه بود كه دهن او فراهم آيد و بند گردد و باز سركند و سيلان نمايد و جوف ناصور گاه مستوى و راست بود و گاه معوج و كج چنانچه مسمار داخل نشود . فايده : گاه باشد كه ناصور تا استخوان سرايت كند و نشان وى آن است كه چون ميل اندر كنند صلابت دريابند و رطوبت سايله ، رقيق و لطيف و مايل به صفرت باشد . و گاه به عصب رسد و نشان او آن است كه چون ميل درآرند درد شديد آرد و رطوبت سايله رقيق و لطيف و به سپيدى مايل بود . و گاه به رباط رسد و نشان او آن است كه چون ميل درآرند ، درد و صلابت هيچ محسوس نشود و رطوبت رقيق و سپيد سايل باشد . و گاه به وريد رسد و نشان او آن است كه خون غليظ كثير المقدار از ناصور سيلان كند . و گاه به شريان رسد و نشان وى آن است كه خون گرم رقيق اشقر سايل باشد . و آنكه در گوشت بود ، نشان او آن است كه رطوبت غليظ لزج كدر سرخرنگ سايل باشد . و ناصور گوشهء چشم كه آن را غرب گويند گاه به مقله رسد . و ناصور سينه گاه در غشا رسد كما حكاه « جالينوس » . بالجمله ، اين ، مرضى است كه در هر عضوى كه افتد آن را فاسد سازد . بايد دانست كه گاه يك ناصور را دهنهاى متعدد باشد . و علامت آنكه يك ناصور است كه چند جا سر كرده يا هر واحد ناصور علىحده است آن است كه : اگر رطوبتى كه بر مىآيد از افواه متعدد متفق اللون بود ، بايد دانست كه ناصور واحد است و اگر مختلف الالوان بود مثلا از دهنى زرد و از ديگر سپيد ، توان دانست كه هر واحد ناصور جداست و اصل هريك علىحده است .
--> ( 1 ) . در دو نسخه « خيرون » و در يكى « خيران » ضبط شده است . م . ( 2 ) . قاموس القانون : Fistula ; sinus and fistula .